تبليغاتX
نگارهای طلایی من
نگارهای طلایی من
نگارش و نگارينه هاي طلايي من یا دفتر خاطرات من یا علاقه مندیهای من
اشک ها و ...
87/04/16  توسط r2pic
سلام

خوشحالم و ناراحت ، کلا قاطی پاطی ام...

از مدرسه اخراج می شم البته با خواست خودم و موافقت مدیرمون و مخالفت بابام . بگذریم

تا بعد

 کار دارم

_________________________________________________________________________________
     
جک و طنز
87/04/11  توسط r2pic

دوتا فوت كن
 
داشتم با ماشينم مي رفتم سر كار كه موبايلم زنگ خورد گفتم بفرماييد الووو.. ، فقط فوت كرد ! گفتم اگه مزاحمي يه فوت كن اگه ميخواي با من دوست بشي دوتا فوت كن . دوتا فوت كرد . گفتم اگه زشتي يه فوت كن اگه خوشگلي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم اگه اهل قرار نيستي يه فوت كن اگه هستي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم من فردا ميخوام برم رستوران شانديز اگه ساعت دوازده نميتوني بياي يه فوت كن اگه ميتوني بياي دوتا فوت كن دوباره دوتا فوت كرد . با خوشحالي گوشي رو قطع كردم فردا صبح حسابي بخودم رسيدم بهترين لباسمو پوشيدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمي گنجيدم فكرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در ميومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار مياي خونه؟ اگه نمياي يه فوت كن اگه مياي دوتا فوت كن!!!


 در هم...

مي دوني اگه چشم خر مثل گربه برق مي زد چي مي شد؟؟؟؟؟؟؟؟
اردبيل مي شد لوس انجلس
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 دختر رشتيه دير مي ياد خونه باباش مي گه: تا حالا کجا بودي؟
مي گه:بهم تجاوز کردن.
باباش مي گه:تجاوز نيم ساعت بقيش کجا بودي؟!!!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 دزد تفنگ رو مي گيره جلوي رشتيه مي گه:زنتو بده .........رشتيه مي ده.
دزده مي گه:گول خوردي تفنگ پلاستيکي بود.
رشتيه مي گه: تو هم گول خوردي خواهرم بود!!!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 ترکه رو مي برن واسه تبليغات کفش گام .
مي گه: گام به گام با کفش گام هرکي نخره نه نشو مي گام!!!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 ادما 2 دسته هستند:اوناي که روشون مگس مي شينه و اوناي که روشون مگس نمي شينه.
دسته اول ادماي خيلي گهي هستن و دسته دوم معلوم هيچ گهي نشدن!!!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
  به رشتيه مي گن: تو رشت زن پاک و مومن و با خدا هست؟
مي گه:اره هست ولي شبي 20 هزار تومن!!!!!


جک هاي قزويني

يه قزوينيه دم مردن وصيت ميكنه كه وقتي مردم منو بسوزونيد و از خاكسترم پودر بچه درست كنيد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
قزوينيه مي گن شما چرا اينقدر خوشبختين؟ ميگه: براي اينکه بخت مي ترسه به ما پشت کنه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اخرين فتواي مراجع: احتياط واجب براين است که مسافر در سفر نماز را شکسته بخواند و در قزوين نشسته
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
کمربند شلوار ضامن سلامتي شماست . (روابط عمومي شهرداري قزوين)
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
با توجه به مسدود بودن راههاي خروجي قزوين و گير افتادن هفت هزار مسافر، امروز در قزوين عيد اعلام شد
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
قزويني يه مي ره جبهه. آمار شهدا زياد ميشه! تحقيق مي کنن مي بينن خمپاره که مياد، هيچ کس جرات نميکنه بخوابه رو زمين!!!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
يه روز يه اصفهاني و يه تهراني ?و يه قزويني مي ميرند.آنقدر به خدا التماس مي کنند تا اينکه خدا با برگشتن آنها به دنيا موافقت مي کنه به شرطي که ديگه گناه نکنند وگرنه سنگ مي شوند. خلاصه آنها به دنيا برمي گردند.همان اول کار تهرانيه يه دختره را ميبينه و مي افته دنبالش. همان دم سنگ ميشه.بعد مدتي اصفهانيه يه ? توماني روي زمين مي بينه خم ميشه که برداره قزوينيه مي گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردي هم منو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن!
چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟
قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!


جک هاي اصفهاني

اصفهانيه ميره مکانيکي، به تعميرکار مي گه: ? قطره روغن تو موتور، ? ليوان آب تو راديات، ? ليتر بنزين تو باک بريز. تعميرکاره مي گه: لاستيکتم کم بادس! مي خواي توش بگوزم؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بيار
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، ??? تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد ??? تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم ??? تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: “كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه“!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چندتا تهروني اومده بودن اصفهون گردش، توي ميدون نقش جهان درشکه سوار ميشن تا کمي تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار ميآدو وسط راه يه صدائي ازش در ميرد، تهرونيها هم برا اينکه درشکه چي رو مسخره کنن بلند بلند بهم ديگه ميگن به به، بجه ها درشکه هاي اصفهان هم راديو داره، پيرمرد درشکه چي خيلي خونسرد سرشو برميگردونه و ميگه: آره آمو (عمو ) ولي فقط موجي تهرونو ميگيرد
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه ?? توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين?? توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ?? تومن پول داشتم!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بچه اصفهانيه از باباش ميپرسه: بابا براي عيد نوروز نميريم چهلستونو ببينيم من خيلي دوست دارم بدونم چه شکليه؟ باباش ميگه: چرا نميريم پسرم؟ اگه مُفتيش کردند ما هم ميريم !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
به يه اصفهانيه مي گند چرااصفهانيا اينقدر اس اس مي کنند مي گد هر کي گفتس دروغ گفتس .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اصفهانيه در حال مرگ بوده از زنش مي پرسه محمد کجاست ؟ زنش ميگه : همين جا کنارت نشسته . ميگه علي کجاست ؟ زنش ميگه اونطرفت نشسته . ميگه حامد کجاست ؟ ميگه اونم همين جاست . يهو داد مي زنه پس براي چي چراغ اون اتاق بي خودي روشنه ؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
4راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه
اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن)
دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده
سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن
چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق و بهش بگين کوچه اون طرفي شام ميدن
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اصفهاني تف ميکنه آب بدنش کم ميشه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش تف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا , اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
يه نفر با يه اصفهاني دست به يقه ميشه.اصفهاني بجاي عمل متقابل التماس کنان با لهجه شيرين اصفهاني ميگه آقا شما را به خدا يقمو ول کنين گوشمو بيگيرين.آخه يقم پاره ميشه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اصفهانيه داشته رو خودش يخ مي ريخته. ميگن چرا اين کارو مي کني ميگه مي خوام سرما بخورم.
ميگن چرا؟ ميگه : آخه يه پني سيلين دارم داره تاريخ مصرفش ميگذره !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟
ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 يه اصفهاني با برق خونه همسايشون خودکشي ميکنه

---تا بعد---

_________________________________________________________________________________
     
خواستگاری خر ...
87/04/11  توسط r2pic
khar
_________________________________________________________________________________
     
چند نکته...
87/04/10  توسط r2pic

سلام

۱-قهرمانی اسپانیا رو به همه تبریک میگم / واقعا چه کردند این اسپانیایی ها

۲- این قالب ها دیگه همشون برام تکرای شده طوری که روزی یه قالب عوض می کنم

۳-دومین امتحان جبرانی ام رو هم دادم و بعدیش ۴ شنبه هست

۴- امروز نمی دونم شرایط محیطی برام چگونه بود که یهو می خوام اینجا بنویسم :

از هر چی خایه ماله متنفرم

واقعا چه طور میشه همه چیز تو این مملکت بیفته دست یه مشت خایه مال ؟؟؟

و فعلا خداحافظ...

_________________________________________________________________________________
     
جبران؟
87/04/08  توسط r2pic
بیا ...!!!! دیدی گفتم ...

حالا خر بیار و ....

از اون اول هم می دونستم می خوان سنگ بندازن جلو پام

به خدا اگه اون روزی که تو این مدرسه قبول شدم می دونستم قراره این طوری کنن و ثبت نام سال بعدت رو به اما و اگر بندازن عمرن نمیرفتم .... راحت زندگیمو می کردم

امروز یعنی ۸تیر امتحان دادم ....

جبران نمره ای که قبول شده بودم .... واقعا براشون متاسفم

_________________________________________________________________________________
     
کارنامه
87/04/04  توسط r2pic
سلام

ببخشید که نبودم با خودم بودم  اصلا بماند

راستی فردا روز گرفتن کارنامه است و دهنم صافه و باید بشنوم زر زر های مدیر مدرسه را با گوش جان و بپذیرمشان با دیده منت .

اه اه کاش ۵ تیر از تقویم پاک میشد  ای کاش !!!

_________________________________________________________________________________
     
ماندن یا نماندن ... !!!
87/03/23  توسط r2pic
سلام
فکر کنم من با این وضعیت درس خوندم و مدرسمون با این وضعیت قبول کردنش کارم به شهریور بکشه
منظورم اینه که این مسابقات یورو که نه میذاره من بخوابم و نه میذاره بیداربمونم تا درس بخونم طوری که بازی ترکیه سوئیس هم نشستم تا آخر دیدم
مدرسه مون هم که نمرات زیر 14 رو نمره قبولی تلقی نمی کنه و احتمالا شهریور مهمونشون هستیم
ولی از یه نظر دیگه راحتیه چون اگه کامل و بدون مشکل قبول شم از 15 تیر تا 15 شهریور باید برم مدرسه تا درس های سوم دبیرستان رو شروع کنم تا یه جورایی پایم قوی شه
ولی دعا کنید تا از این آزمونها سر بلند بیرون بیام هرچی مصلحته همون بشه
و این هم یک بیت از یک شعر زیبا که مرتط با موضوعه :

حک نمودم هر چه آمد در سرم بر این ورق
راضی ام ز رضای راضی ز حق

_________________________________________________________________________________
     
 
 
درباره وبلاگ


هدف از ايجاد اين وبلاگ اينه که من يه جايي خودم رو خالي کنم و مثل يه دفتر مشق توش بنويسم و سياهش کنم و اونو از هر چي که تو ذهنم مياد پرش کنم يعني اينجا مکاني براي نگارش و نگارينه هاي طلايي منه
طنز ، سرگرمي ، اجتماعي ، فرهنگي ، آموزشي ، دل نوشته ها و خاطره هاي خودم و هر چي که شما تقاضا کنيد
rezaok2062@yahoo.com
موضوعات
آرشيو مطالب
مطالب اخير
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
امكانات جانبي